تبليغاتX
ღسکوت سرد عشقღ

ღسکوت سرد عشقღ

صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است ؟

چه زيباست به خاطر تو زيستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن برای تو گريستن

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ایکاش میدانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست،بدون تووبه دورازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست ایکاش میدانستی مرزخواستن کجاست؛

+نوشته شده در یکشنبه 14 آذر1389ساعت20:43توسط باران | |

زير بارون راه نرفتي 
 تابفهمي من چي ميگم

تو نديدي اون نگاه رو 
  تا بفهمي از كي ميگم

چشماي اون زير بارون 
سر پناه امن من بود

سايه بون دنج پلكاش
 جاي خوب گم شدن بود

تنها شب مونده و بارون 
همه ي سهم من اين بود


اگه اون رو ديده بودي
 با من اين شعر رو مي خوندي


رو به شب دادمي كشيدي 
نازنين ! چرا نموندي

+نوشته شده در سه شنبه 9 شهریور1389ساعت6:43توسط باران | |